تبليغاتX
TinaArchitect

TinaArchitect

مقالات و برنامه هاي معماري

معماری پایدار

معماری پایدار - که در واقع زیرمجموعه طراحی پایدار است - را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد که عکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. برای مثال، 50 درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر به بحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.

معماری پایدار، مانند سایر مقولات معماری، دارای اصول و قواعد خاص خود است و این سه مرحله را در برمی‌گیرد:

صرفه جویی در منابع ، طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی و طراحی برای انسان
که هرکدام آنها استراتژی‌های ویژه خود را دارند.

شناخت و مطالعه این تدابیر، معمار را به درک بیشتر از محیطی که باید طراحی آن را انجام دهد، می‌رساند.


مرحله صرفه جویی در منابع (Economy of Resources):

این اصل از یک سو به بهره‌برداری مناسب از منابع و انرژی‌های تجدیدناپذیر [مفاهیم: انرژی تجدیدپذیر چیست؟] مانندسوخت‌های فسیلی، در جهت کاهش مصرف می‌پردازد و از  سوی دیگر به کنترل و به کارگیری هرچه بهتر منابع طبیعی به عنوان ذخایری تجدید پذیر و ماندگار توجه جدی دارد.

به عنوان مثال، یکی از منابع سرشارو نامیرا، انرژی حاصل از نور خورشید است که امروزه توسط تکنولوژی فتوولتاییک برای فراهم کردن آب و برق مصرفی در ساختمان، از آن استفاده می‌شود. 

برای کنترل منابع، سه نوع استراتژی می‌تواند مورد توجه قرارگیردکه شامل حفظ انرژی، حفظ آب و حفظ مواد است. همان گونه که مشاهده می‌شود، تمرکز براین سه منبع، به دلیل اهمیت آنها در ساخت و اداره ساختمان است.

 مرحله طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی

 (Life Cycle Design)  

دومین اصل از معماری پایدار بر این فکر و یا نظریه استوار شده است که ماده از یک شکل قابل استفاده تبدیل به شکل دیگری می‌شود، بدون اینکه به مفید بودن آن آسیبی رسیده باشد.

از سوی دیگر به‌واسطه این اصل، یکی از وظایف طراح، جلوگیری از آلودگی محیط است.

این نظریه برای رسیدن به این منظور در سه مرحله، ساختمان را مورد بررسی قرار می دهد. این مراحل به ترتیب عبارتند از:

مرحله پیش از ساخت، مرحله در حال ساخت و مرحله پس از ساخت.

باید توجه داشت که این مراحل به یکدیگر مرتبط بوده و مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. برای مثال، می توان از مواد بازیافتی در مرحله پس از ساخت یک ساختمان به عنوان مصالح اولیه در مرحله ساخت ساختمانی دیگر استفاده کرد.

مرحله طراحی برای انسان (Humane Design):

اصل طراحی برای انسان، آخرین و شاید مهمترین اصل از معماری پایدار است. این اصل ریشه در نیازهایی دارد که برای حفظ و نگهداری عناصر زنجیره ای اکوسیستم لازم است که آنها نیز به نوبه خود بقای انسان را تضمین می کنند.

این اصل دارای سه استراتژی نگهداری از منابع طبیعی، طراحی شهری-طراحی سایت و راحتی انسان است که تمرکزشان بر افزایش همزیستی بین ساختمان و محیط بیرون از آن و بین ساختمان و افراد استفاده کننده از آنهاست.

در واقع می‌توان گفت که برای رسیدن به معماری پایدار، طراح باید این مراحل و اصول را که تعریف کننده یک چارچوب اصلی برای طرحی پایدار است را در طرح خود لحاظ و برحسب مورد ترکیب و متعادل کند.

نمونه معماری پایدار؛ برج هرست (Hearst tower):

این ساختمان درنیویورک قراردارد که توسط نورمن فاستر، معمار بسیارمعروف، طراحی شده و نمونه‌ای بارز از یک بنای پایداراست.

معمار با انتخاب طرحی منحصر بفرد برای این بنا، موجب کاهش 20 درصدی فولاد مصرفی در ساخت آن شده است. همچنین، ساختمان مجهز به سنسورهای حساس به نور خورشید برای تنظیم روشنایی لازم درفضاهای داخلی است.

این ساختمان به دلیل اینکه دربیشتراوقات سال از هوای خارج از ساختمان به عنوان تهویه مطبوع استفاده می‌کند، 22 درصد دی‌اکسیدکربن کمتر ‌وارد هوا می‌کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 15:37  توسط  تینا وحيدي  | 

معماری و موسیقی در هنر سنتی

ارتباط هنرهای معماری و موسیقی در بحث هنر سنتی یکی از مفاهیمی است که می‌توان رد پای آن‌را در هنرهای دیگر به‌واسطه‌ی تشخیص عناصر سازنده‌ی آنها دنبال نمود. یکی از حلقه‌های اتصال، هنر نگارگری است که ظرایف آن با دو هنر معماری و موسیقی قابل تطبیق است.

 

لذا می‌توان جهت بررسیِ معادل‌های هنر‌های سنتی، حلقه‌های اتصال هنرهای معماری و موسیقی را در دیگر هنرهای وابسته با بنیاد سنتی جست‌و‌جو کرد .

 

چه رابطه‌ای بین فضای فیزیکی معماری و فضای غیر‌فیزیکی موسیقی وجود دارد؟ معماری موسیقایی چیست؟ موسیقی‌ای که به معماری می‌گراید کدام است؟ این سوالات، نمونه‌های بسیار ناچیزی از سوالاتی است که دراین مقوله پیش می‌آید و تا زمانی‌که موسیقی نواخته و معماری بنا شود این سوال‌ها و دغدغه‌ها ادامه دارند.

در این زمینه کوشش‌هایی انجام شده است، منابعی تالیف و طرح‌هایی نیز ترسیم شده‌اند که به‌عنوان مثال می‌توان به‌نظرات «منصور فلامکی» در کتاب معماری و موسیقی و همچنین سخنرانی «حسام‌الدین سراج» اشاره کرد. روش کار به‌گونه‌ای است که ملودی‌های خاصی به یک معماری نسبت داده و سعی می‌شود که با استفاده از یک تم معین، به‌طرح یک معماری مشخص پرداخته شود.

این بررسی، به دنبال پیروی کردن معماری از یک نوع موسیقی خاص و شکل‌گیری یک حجم بر اساس یک صوت نیست. دراین مجال سعی شده است که با استفاده از تعاریف بنیادین هنر‌ها رابطه‌ی موسیقی و معماری درهنرهای اصیل ایرانی به‌طور مختصر بررسی شود. موسیقی‌دان می‌نوازد، معمار بنا می‌کند، بازیگر فضای مورد نظر خود را شکل می‌دهد و نقاش دنیای چند بعدی خود را در قالب دو بعد به نمایش می‌گذارد، زبان بیان متفاوت است ولی می‌توان تمام آنها را در یک قالب جمع‌آوری کرد، قالبی که حد و مرز آن مشخص نیست. در حقیقت در هر هنر اصیلی، هنرمند هنر خود را وسیله و ابزاری می‌یابد برای بیان درونیات خویش که این درونیات چیزی نیست مگر دست یازیدن به جهانی و عالمی ورای این مکان و زمان...

 

هنر اصیل

عمل هنر اصیل، رهایی دانش از قیدها و اراده، ترک نفس و منافع مادی آن و ارتقا به مرتبه‌ی شهود حقیقت است. مقصد علم، جهان است با اجزای آن و مقصد هنر‌، جزء و فردی است که جهانی در او نهان است. یک اثر هنری هرچه بتواند صورت افلاطونی شی‌ء را بهتر نشان دهد به موفقیت نزدیک‌تر است. به‌همین جهت غرض از تصویر یک شخص مطابقت محض نیست بلکه غرض آن است که تا حد امکان بعضی از صفات اساسی یا کلی انسان را عرضه بدارد. درمجموع باید گفت که «هنر عبارت است از در قالب اثر آمدن حقیقت».

بشر درطول تاریخ همواره به‌تلاش‌های گوناگونی دست زده است تا باورها و آرمان‌های انسانی خویش را در قالب اشکال مختلف بیان و به‌دیگران منتقل کند. بی‌تردید تا کنون اهمیت هیچ‌یک از این تلاش‌ها به‌اندازه‌ی هنر در نمایان ساختن جوهر پندار و اندیشه‌ی انسان در طول تاریخ، فرهنگ و تمدن بشر ارزشمند نبوده است. اندیشه‌هایی که با کشیدن، نواختن یا ساختن بیان شده است. «بندتوکروچه» درتعریفی که از هنر به‌عمل می‌آورد اشاره به درون دارد، درونی که معنی خاصی دارد. او می‌گوید: «اعجاز هنر نه درتجسم صورت بلکه در درک و فهم آن است، تجسم امری است فنی که به مهارت و چیره‌دستی مربوط است.».

مقام هنر از علم بالاتر است زیرا علم از راه کوشش برای جمع مواد و اشکال احتیاط‌آمیز به‌هدف می‌رسد و هنر از راه شهود و تجلی به‌غرض خویش نایل می‌شود. برای علم، داشتن استعداد کافی است، ولی هنر احتیاج به نبوغ دارد. هنر غم و اندوه زندگی را تسکین می‌دهد زیرا ما را از امور جزیی و زودگذر به جهان کلی و ابدی می‌کشاند. به‌قول «اسپینوزا»، «ذهن هرچه بیشتر منظر جاودانی اشیا را ببیند، به‌همان قدر در ابدیت سهیم ا ست.».

 

سلسه مراتب هنرها

میزان «شوپنهاور» برای طبقه‌بندی و ترتیب سلسله‌ی هنرها، درجات عینیت یافتن خواست یا اراده است. به این ترتیب که هنرها از معماری و مجسمه‌سازی که هنرهایی سه‌بعدی هستند به نقاشی که مانند همه‌ی هنرهای مکانی هنری دو‌بعدی است و سپس به‌سوی شعر و از همه بالاتر موسیقی که هنری یک بعدی و زمانی است رو به کمال می‌روند.

معماری فرا نماینده‌ی برخی ایده‌های بستر همچون سنگینی، همبستگی، استواری و سختی است. یعنی صفات کلی سنگ در نگارگری و پیکرتراشی تاریخی فرانماینده ایده‌ی انسان است، اگر چه سروکار پیکر‌تراشی در اصل با زیبایی و لطافت است و سروکار نگارگری بیشتر با فرا نمودن ویژگی و شور... در موسیقی هنرمند برای بیان درونیات خود تنها از بعد زمان بهره می‌جوید، اما والاترین همه‌ی هنرها موسیقی است، «کانت» و «هگل» در بیان مراتب هنرهای زیبا موسیقی را در میان نقاشی و شعر قرار داده و مقام شعر را برتر دانسته‌اند، اما شوپنهاور موسیقی را مافوق تصورات دانسته و آن را عالی‌ترین هنر انسانی شمرده است.

 

موسیقی

قدرت هنر در بالا بردن ما از این عالم نفسانی بیشتر در موسیقی آشکار است، موسیقی به‌هیچ وجه مانند هنرهای دیگر رونوشت آمال و تصورات و حقیقت اشیا نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی خود اراده یا خواست است. موسیقی آن حرکت و کوشش و سرگردانی ابدی اراده را نشان می‌دهد که بالاخره به‌سوی خود برمی‌گردد و کوشش را از سر می‌گیرد. به‌همین جهت اثر موسیقی از هنرهای دیگر نافذ‌تر و قوی‌تر است، زیرا هنرهای دیگر با سایه‌ی اشیا سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.

فرق دیگر موسیقی با هنرهای دیگر در این است که موسیقی مستقیماً - نه از راه تصورات - بر احساسات ما اثر می‌کند. انسان با گوش فرا دادن به موسیقی از آن حقیقت نهفته در زیر پندارها کشف مستقیمی می‌کند، اگر چه نه به‌صورت مفهومی، و این حقیقت را که به‌صورت هنری پدیدار شده به‌صورت عینی و بی‌تعلق درونیافت می‌کند، نه‌همچون کسی که اسیر چنگال جباریت خواست است. افزون بر این اگر می‌توانستیم همه‌ی آنچه را که موسیقی بدون مفاهیم بیان می‌کند به‌درستی با مفاهیم بیان کنیم، به فلسفه‌ی راستین می‌رسیدیم، او با چیزی سخن می‌گوید که از ذهن لطیف‌تر است.

شوپنهاور موسیقی محض یا مطلق را برتر از موسیقی برنامه‌ای یا توصیفی می‌داند‌، مانند موسیقی برنامه‌ریزی شده یا تقلیدگر که صداهای طبیعی را تقلید می‌کند یا «نقاشی در صدا» و همچنین اپرا. طبق نظر شوپنهاور، موسیقی عالی‌ترین نوع هنری بوده و نیازی به‌حمایت اشکال دیگر هنری ندارد. به‌نظر او وقتی موسیقی به کلمات خیلی نزدیک شده و در پی شکل‌گرفتن بر اساس حوادث باشد، این یعنی‌که مترصد استفاده از زبانی است که به خودش تعلق ندارد.

 

معماری

معماری به‌طور کلی فضایی سه‌بعدی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. برآمدگی‌ها وتورفتگی‌ها، هم در موسیقی و هم درحوزه‌ی هنرهای بصری، اهمیت دارند. برخورد درست با نسبت‌ها در اینجا ضرورت دارد. در هنر معماری، هنرمند معمار برای بیان یافته‌هایش خود را به‌طور همزمان نیازمند به چهار بعد طول، عرض، ارتفاع و زمان می‌یابد. معماری ترکیبی است ازعلم‌، هنر و تجربه که در رشته‌هایی نظیر ساختمان قدمتی چند هزار ساله دارد. معماری یعنی ارایه‌ی توصیفی فنی از یک سیستم که نشان‌دهنده‌ی ساختار اجزا آن، ارتباط بین آنها و اصول و قواعد حاکم بر طراحی و تکامل آنها در گذر زمان باشد.

بهترین معماری باید نه با تزریق‌، بلکه با نسبت‌ها و حجم‌های سازنده سروکار داشته باشد. «هایدگر» برای تجسم بخشیدن به تصورات خود از هنر به‌مثالی منبعث از معماری متوسل می‌شود، او معماری را در کنار نقاشی، مجسمه‌سازی و موسیقی نشانده و به‌صراحت از آن تحت‌عنوان یکی از هنرهای «ذاتاً شاعرانه» نام می‌برد. معماری یک هنر بصری است، درحوزه‌ی بصری اجزای سازنده‌ای وجود دارد که مرتبط با آن چیزی است که ما حوزه‌ی عقلانی‌اش می‌خوانیم و در عین حال بخشی از موسیقی نیز به‌حساب می‌آید.

 

مفاهیم و زبان مشترک معماری و موسیقی اصیل ایرانی

وقتی سخن از مشترکات معماری و موسیقی به‌میان می‌آید، ابتدایی‌ترین پرسش به ماهیت وجودی این دو هنر باز می‌گردد که یکی ذاتاً ملموس و عینی و دیگری تجریدی و ذهنی است.

به‌کارگیری ابزارهای تحلیلی در پاسخ‌گویی به این پرسش که معماری و موسیقی، چگونه با یکدیگر ارتباط دارند و مشترکات و مفترقات آنها چیست ما را به مسیری رهنمون می‌شود که طی آن خواهیم دید آفرینش معماری از همان خاستگاهی بر‌می‌خیزد و از همان گذرگاه‌هایی عبور می‌کند و بالاخره،‌ به‌همان سر‌منزل‌هایی می‌رسد که آفرینش موسیقی نیز مقید به آنهاست. شاید به‌همین دلیل «گوته» معتقد  است که «معماری یعنی موسیقی منجمد شده.».

زمان از مفاهیم مهم در معماری و موسیقی است، مفهوم زمان در موسیقی بسیار خوب درک می‌شود، و حرکت، وزن و «گذشت زمان» با آفرینش زمان و مکان ارتباط دارد. این مفهوم از زمان در هنرهای ایرانی موجب می‌شود که وزن، مفهومی دورانی بیابد و تکرار الگوهای وزنی، تجلی‌بخش مجرد این تفکر باشد که در آثار نگارگری به‌وسیله‌ی اسلیمی‌ها‌، طرح‌های هندسی، روانی و سیالیت و دَوَران موجود، در معماری با تکرار و توالی اجزای یک اثر و در موسیقی با ادوار ایقاعی به تکامل می‌رسد.

هنرها هریک با ابزارهای خاص خود به‌اشکال متفاوت ظاهر می‌شوند و هرکدام به‌طریقی از قوه‌ی احساس انسان استفاده می‌کنند، یکی از بینایی و دیگری شنوایی و آن یکی از هر دو. موسیقی به‌شیوه‌ی نقاشی، تصویرهای چشمی یا دیداری از دنیای خارج فراهم نمی‌آورد، بلکه تصویرهای صوتی می‌آفریند که تقلیدی از آواز پرندگان و یا صدای باد و باران است، ولی این جنبه‌ی ظاهری هنر موسیقی به‌شمار می‌آید. موسیقی درشیوه‌ی بیان تفاوت اساسی با هنرهای دیگر دارد ولی از لحاظ ماهیت بنیادی در قالب هنر قرار گرفته است و واکنشی است که درون آدمی در برابر دنیای خارج از خود بروز می‌دهد. یکی از ویژگی‌های اساسی موسیقی معنویت و بی‌واسطگی آن است. شوپنهاور دراین مورد چنین عقیده دارد که موسیقی به‌هیچ وجه مانند هنرهای دیگر رونوشت آمال وتصورات و یا حقیقت اشیا نیست بلکه نسخه خود اراده است، ولی در معماری پیام ذهنی هنرمند باید در قالب واسطه‌ای به‌نام ساختمان به دیگران انتقال یابد و یا درنقاشی آرمان‌های ذهنی هنرمند توسط اشکال و خطوط و رنگ‌های قابل رویت همگان بیان می‌شود. شاید بتوان از تحلیل گفته‌ی شوپنهاور در مورد موسیقی به کلامی جامع‌تر دست یافت و آن این‌که همه‌ی هنرها در نهایت راهی به‌سوی انتزاع و تجرید می‌گشاید. با این تعریف به‌راحتی می‌توان به‌مشابهت‌های زیادی بین هنرها به‌ویژه هنر موسیقی و معماری نایل آمد، زیرا در آفرینش معماری تخیل هنری و صورت‌های ذهنی هنرمند توسط ابهام که از کاربرد نمادهایی از فرم‌های عینی درساختمان بنا حاصل می‌شود، خود را به مرز تجربه و انتزاع، جایی که موسیقی درآن جایگاهی رفیع دارد، می‌رساند.

 

هنر نگارگری

برای رسیدن به مفهوم پیوند بین هنر موسیقی و هنر معماری از یک واسطه‌ی هنری استفاده خواهیم کرد و نقاشی (نگارگری) با توجه به ملموس بودنش، عنصر واسطه‌ی ما در این برخورد و شناسایی خواهد بود. زمینه‌ی فکری و فلسفی نگارگری حقیقتی است شهودی و مجرد از دنیای کثرات که حاصل آفرینش هنری چنین دیدگاهی، فضایی است آکنده از رمز و تمثیل، نشات‌گرفته از عالم ملکوت. نمایش این عالم درآیینه‌ی نگارگری، تصویر خیال‌انگیز طبیعتی است که بی‌نهایت را با نمادهای خاص خود به تصویر می‌کشد. بی‌نهایتی که ریشه در حقایق ثابت و سنت‌های اصیل دارد. این دنیای رنگ‌ها که هنرمند به آن وارد خواهد شد با دنیای رنگین درون هنرمند ارتباط پیدا خواهد کرد.

در درون خود بیفزا درد را / تا ببینی سرخ و سبز و زرد را

کی ببینی سبز و سرخ و بور را / تا نبینی پیش از این سه، نور را

لیک چون در رنگ گم شد هوش تو/ شد نور آن رنگ‌ها روپوش تو

نیست دیده رنگ بی‌نور برون/ همچنین رنگ خیال اندرون

این برون از آفتاب و از سهاست/ وان برون از عکس انوار اله ست

 

هنگامی که روابط مادی و علی میان پدیدارها به‌وسیله‌ی تفسیرهای مبتنی بر ماده و علت‌های صوری میسر نشود و از چهارچوب آن فراتر رفته باشد، باید به‌سراغ روابط و پیوندهایی که در زمینه‌ی بینش‌ها و تجلیات ذهنی در آن موارد وجود دارد رفت، که آنها نیز (یعنی آن تجلیات درونی) خود واقعیت‌ها و پدیدارهایی هستند که موجودند ولی هستی آنها از نوع دیگری است.

بدین ترتیب، با توجه به ریزه‌کاری‌ها و اسراری که در این نقاشی‌ها به‌کار رفته است، به‌طور روشن‌تری آنچه تا کنون در هنر ایرانی مورد بررسی قرار دادیم، با دنیایی که در حد‌فاصل جهان محسوس و جهان معقول قرار دارد آشنا می‌شویم و به رموز پاره‌ای از نمادها و نگاره‌های ایرانی پی می‌بریم. در اینجا پیوستگی خلاقیت هنری با تصویری که شخصیت درونی هنرمند از مجموعه‌ی جهان در بر دارد به‌طرز روشنی جلوه‌گری می‌کند‌،‌ زیرا هر اثر هنری اصیلی بیش از هر‌چیز خویشتن خویش آفریننده‌ی اثر را متجلی می‌نماید و همین شخصیت درونی است که جهان پنهانی و فردی هرکس را در نهاد وی لحظه‌به‌لحظه باز می‌آفریند... جهانی که یا نمودی از روشنایی‌های بهشت‌آسا و یا تیرگی‌های دوزخی خواهد بود. درهنر نگارگری رنگ‌ها همگی مسطح‌اند وکلاً نگارگر از هر چیزی که او را وادار به تصویر کردن سطحی این دنیا نماید تمرد می‌جوید و در پی ایجاد حالات وفضاهایی غیر‌طبیعی و نمادین بر می‌آید.

 

وجوه اشتراک هنر نگارگری با دو هنر معماری و موسیقی

درهنر نگارگری، نگارگر برای بیان تجلیات از دو بعد طول و عرض بهره می‌جوید. هنر معماری چهار بعد طول و عرض و ارتفاع و زمان را به‌خدمت گرفته و موسیقی یک بعد زمان را...

درفرآیند مقایسه‌ای معماری با موسیقی دو نوع برخورد شکلی یا ظاهری و محتوایی دیده می‌شود، فرآیند شکلی آنچه که به‌صورت قراردادها و قوانین فیزیکی وضع شده است صورت را می‌سازد و محتوا شامل عواملی همچون نگرش محیطی، نگرش حسی و همچنین زمینه‌هایی که خالق اثر در آن پرورش یافته است می‌شود. پیشینه‌ی تاریخی و ضمیر ناخودآگاه و نوعی گذار از صورت به دورن در ارتباط معماری با موسیقی تجلی می‌یابد، در این گذار، هنر نگارگری با به‌خدمت گرفتن دو بعد طول و عرض در میانه‌ی گذر قرار دارد.

همان‌طور که در این مجال گفته شد، نگارگر در هنر نگارگری در پی ایجاد حالات و فضاهایی غیر‌طبیعی و نمادین برمی‌آید، موسیقی نیز هنری است با زبانی کاملاً نمادین درخدمت هنرمند. لذا هر دو هنر با زبانی نمادین سخن می‌گویند که در هرکدام می‌توان به‌مدد دیگری شتافت، این ارتباط دوسویه است و می‌توان گفت هر دو هنر قادر به یاری رساندن به دیگری هستند. برای رسیدن به بیان محسوس‌تری برای وجوه اشتراک این سه هنر می‌توان از ریتم به‌عنوان یکی از عناصر مشترک درهر سه هنر بهره جست.

 

ریتم

همان‌طور که اشاره شد، یکی از عناصر اشتراک این سه هنر ریتم است. ریتم پدیده‌ی پیچیده‌ای است که در تمام آثار هنری جریان دارد، تابعی از زمان که در نمودهای گوناگون بصری‌-‌صوتی همانند اسم معنی در دستور زبان است. ریتم پدیده‌ای است که به خودی خود وجود ندارد و حیاتش تابع موجودیت دیگری است.

 

ریتم در موسیقی

وجود ریتم در موسیقی از مفاهیم بنیادی است و به‌عنصر زمان وابسته است. یک اثر موسیقی را بیشتر می‌توان از ریتم آن شناخت تا از نت‌هایش. موسیقی‌دانان متفقاً برآنند که ریتم عنصر لاینفک موسیقی است و به آن حرکت می‌بخشد و جزء مهمی از یک اثر موسیقی را تشکیل می‌دهد و براحساس و درک ما اثر می‌گذارد. مثلاً مارش به‌خاطر ریتم کوبنده‌اش هیجان انگیز است و لالایی با ریتم آرام و لطیف خود به انسان احساس آرامش می‌دهد. اصولاً ریتم از یک حرکت فطری تابعیت می‌کند.

ریتم را در یک تعریف کلی، می‌توان احساس حرکت در موسیقی دانست که تاکیدی قابل ملاحظه بر نظم ،‌ نظمی تکراری و دَوَرانی دارد و نیز اختلاف قوت و ضعف ضرب‌ها از آن درک می‌شود. دو عامل مزبور (نظم و اختلاف) در بسیاری از پدیده‌های طبیعی،‌ مانند تنفس (دوره‌ی منظم «دم و بازدم» و اختلاف میان آن‌دو)‌‌، ضربان قلب (انقباض و انبساط آن)‌،‌ حرکت آب دریا (جزر و مد) و دوره‌های چند‌زمانه مانند دوره‌ی شبانه‌روز، گردش سال و ... دیده می‌شود.

 

نتیجه‌گیری...

در هنرهای بصری، معماری، مجسمه‌سازی و نقاشی، ریتم از تسلسل هم‌آهنگ و منظم سایه‌ها، نور، رنگ‌های ملایم، خطوط صاف و منحنی خود را نشان می‌دهد. این هنرها بی‌حرکت و ساکن‌اند و از راه دیده درک می‌شوند و می‌توان گفت که ریتم در آنها بصری و ایستا است. درهنرهای بصری نیز ریتم جزء لاینفک پیام است وبین آنها همان رابطه‌ای وجود دارد که در بخش‌های کوتاه و تکیه‌های هنرهای بیانی، رقص، شعر و موسیقی مشاهده می‌شود. در واقع هرگاه از سنگ‌ها‌، رنگ‌ها و خطوط، یک اثر نقاشی، مجسمه‌سازی یا معماری خلق شود، همیشه از یک قانون موزون پرده بر ‌می‌دارد که به‌نظر می‌رسد موسیقی ساکتی را نه از راه گوش بلکه از طریق چشم می‌نوازد.

همان‌طور که مشاهده می‌شود هر سه هنر و به‌طور کلی همه‌ی هنرهای اصیل در ماهیت همگی یکی هستند، لذا درهمه‌ی هنرها تفاوتی از حیث هدف نهایی یافت نمی‌شود. هنرها را به نقاشی و موسیقی و معماری و ... تقسیم نکنیم، این‌ها درعالم تکنیک و کثرت است و باز هم همان گویش است که نامکرر است و متفاوت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 9:34  توسط  تینا وحيدي  | 

ضوابط شهرداری در طراحی معماری

قرارگیری یک پارکینگ حداقل دهانه 2.5 متر
قرارگیری دو پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 4.5 متر
قرارگیری سه پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 7 متر
طول مورد نیاز جهت پارکینگ 5 متر
حداقل فضای یک پارکینگ 2.5*5 متر
شعاع گردش یا طول مورد نظر جهت مانور 5 متر
حداقل عرض در ورودی پارکینگ 3 متر
عرض رمپ یکطرفه 3 متر و دوطرفه 6 متر
عرض رمپ قوسی یکطرفه 3.65 متر و دوطرفه 7 متر
شعاع داخلی مسیر گردش در کلیه پارکینگ ها 4.57 متر است.
شیب رمپ پارکینگ 15 درصد
هر واحد بالای 100 متر در طبقه اول و دوم به یک پارکینگ نیاز دارد.
واحد مسکونی کوچکتر از 150 متر یک پارکینگ -150 تا 200 متر 1.5 پارکینگ - بیش از 200 متر دو پارکینگ
همچنین درصورتی که تعداد واحد فرد باشد یک واحد از پارکینگ معاف است.

حداکثر ارتفاع مفید واحد مسکونی 2.90 متر
حداکثر ارتفاع پارکینگ 2.20 متر
حداکثر ارتفاع مفید پیلوت 2.40 متر
حداکثر ارتفاع زیرزمین 2.20 متر
حداکثر ارتفاع مفید واحد تجاری 4.50 متر
حداقل ارتفاع مفید ورودی پارکینگ 1.80 متر
ارتفاع مفید خرپشته 2.20 متر
ارتفاع نورگیری در زیرزمین حداکثر 90 سانتی متر

حداقل سطح پنجره نباید از یک پنجم سطح فضا کمتر باشد.
حداقل عرض حیات خلوت اگر سرتاسری باشد 2 متر و اگر سرتاسری نباشد 3 متر

احداث پیش آمدگی یا بالکن  در گذر 12 تا 20 متر 80 سانتی متر و در گذر بالای 20 متر 120 سانتی متر مجاز است.ارتفای این پیش آمدگی از زیر آن تا روی خیابان 3.50 متر

حداقل عرض آشپزخانه و اتاق خواب 2.50 متر - نشیمن 3.00 متر - پاگرد 1.20 متر

نورگیری آشپزخانه و پذیرایی  از یک پنجره به شرطی مجاز می باشد که طول نورگیری کمتر از 8 متر باشد.
ابعاد نورگیر برای اتاق خواب و پذیرایی 3*4 متر و برای آشپزخانه 2*3 متر می باشد.

ابعاد مفید آسانسور 2*1.60 متر
حداقل ارتفاع چاله آسانسور 1.50 متر


                 شرایط مورد نیاز جهت احداث 5 طبقه مسکونی
پهنه                    مساحت                 گذر                   مکان

الف)                    A>12                    S>300                شمال تا همت
ب )                     A>10                    S>250                همت تا انقلاب
ج )                      A>8                    S>200                 انقلاب تا شوش
د )                      A>6                     S>150                 شوش تا جنوب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 0:19  توسط  تینا وحيدي  | 

نکات حائز اهمیت در محاسبات و نقشه های سازه

دفترچه راهنمای نکات حائز اهمیت در محاسبات و نقشه های سازه
شامل:
موارد کلی درباره نقشه های شالوده
موارد عمومی در نقشه های سازه
نکات حائز اهمیت در جزئیات سازه های بتنی
نکات حائز اهمیت در جزئیات سازه های فلزی
نکات مهم در دفترچه محاسبات
نکات کلی درباره فایل مدل کامپیوتری سازه

تهیه شده توسط آقای مهندس حسین صفرمردانلو در سازمان نظام مهندسی استان تهران

دانلود با حجم 590 کیلوبایت

منبع : sazeh33.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 0:13  توسط  تینا وحيدي  | 

معماری مدرن متاخر

دوره معماری مدرن متاخر را میتوان بعد جنگ جهانی دوم تااوایل دهه هفتاد محسوب کرد. دراین زمان بسیاری از معماران بزرگ دوران معماری اولیه ومتعالی همچون رایت , کوربوزیه,گروپیوس,میس زنده بودند. انها کماکان فعال بودهو نقش بسزایی در شکل گیری معماری اوانگارد داشتند.
رایت در این دوره همچنان به عنوان معروف ترین ومهمترین معمار امریکا شناخته می شدو پیروان بسیاری در اروپا وامریکا داشت.اوتنها معماریاست که در هر سه دوره معماری مدرن ساختمان هایی با شهرت جهانی ساخته است

.
               موزه گوگنهایم فرانک لويد رايت (Frank Lioyd Wright

کوربوزیه به عنوان استاد مسلم و نظریه پرداز اصلی معماری مدرن در این دوره از عقایددهه 20و30خود فاصله گرفت .وی به جای تکیه بر یک مع8ماری انتزاعی صرف وطراحی مکعب های مدرن به سمت تندیس های احساس گرایانه گرایش پیدا کرد. این موضوع را می توان در کارهای اخر او همچون کلیسای رونشان(54-1950) و ساختمان های ساخته شده در چندیگار هند(64-1951)و بالاخره مرکز هنری کارپنز (64-1961)در دانشگاه هروارد امریکا ملاحظه کرد.
نکته حائز اهمیت در مورد این ساختمان های تندیس گونه الن است که همه انها بلا استثنا با بتن احداث شده اند
پس از جنگ استقلال هندوستان وجدا شدن پاکستان از این کشور در سال 1947 ایلات پنجاب به دو نیم تقسیم شد و لاهور مرکز این ایالت در قسمت مربوط به  پاکستان قرار گرفت.جواهر لعل نهرو نخست وزیر وقت هند از کوربوزیه خوست شهری جدید با نگرش به سمت توسعه واینده در پنجاب هند طراحی کند.
برای طراحی این شهر که چندیکار نام گرفت کوربوزیه از جدید ترین ظوابط شهر سازی ومعماری که خود اد مسئول تبیین انها بود استفاده کرد.

کوربوزیه خود چند ساختمان مهم ایالتی از چمله ساختمان های پارلمان وساختمان های دادگاه عالی را با بتن نمایان طراحی کرد. عملیات اجرای این شهر از سال 1952اغاز گشت.
در ایران شهر اکباتان در شمال فرودگاه مهراباد مثال خوبی از شهر سازی مدرن بر اساس عقاید کوربوزیه است.
کار اغاز این شهرک از دهه پنجاه شمسی اغاز شد.در شهر اکباتان یک سری از اپارتمان های بلند مرتبه مکعب شکل که همه مشابه هستند با بتن مسلح ساختهو اجرا شده اند ومسکن حدود صد هزار نفر است .
میس وندر روهه دیگر معمار صاحب نام مدرن تا پایان عمر خود در سال 1969بسیار فعال بود.میس را شاید بتوان تنها معمار مدرن محسوب کردکه ساختمان های مکعب شکل ساخته شده شیشه وفولاد را همچنان به زیبایی تا پاین عمر خود طرح کرد.از جمله این ساختمان ها ساختمان سیگرم 1959-1956را متوان نام برد که جزو اخرین کارهای او محسوب می شود.
  

                                         اپرای سیدنی طراح یورن اتسن ۱۹۷۳نمونه معماری تندیس گرا

فیلپ جانسون معمار معاصر مشهور امریکایی در معرفی میس به جامعه امریکا و نام گزاری سبک بین المللی سهم به سزایی داشت. در این دوره ای.ام.پی- معمار چینی تبار امریکایی وشرکت عظیم اسکید مور اوینگ مریل به تقلید از میس مکعب های شیشه ای در غرب و سراسر دنیا احداث کردند.
شعار معروف میس (کمتر بیشتر است) هم اکنون به صورت سبکی به نام مینمالیست مطرح است .در کارهای معمارانی همچون تاداو اندو والوارو سیزا نمونه های از این سبک را متوان مشاهده کرد.
دیگر چهره بارز این دوره لویی کان معمار استونی تبار امریکایی است.اگر چه ساختمان های طراحی شده توسط وی اندک است.ولی اپر بسزایی در معماری غرب در طی دو دهه شصت و هفتاد میلادی گزارد. از وی می توان حلقه بین مدرن و پست مدرن نام برد.کان معتقد به تقسیم بندی فضا های سرویس دهنده و فصاهای سرویس شونده و جدا کردن این فضاها از یکدیگر بود. بهترین مثال این نمونه از کارهای وی را می توان در ساختمان مجلس ملی بنگلادش در داکا (1962) وساختمان تحقیقات پزشکی در دانشگاه پنیسیلوانیا(65-1957)ملا حظه کرد.موئسسه علوم اداری در احمد اباد هند(1963) و موزه هنری کیمل(1972-1966)در شهر فورت ورت ایالت تگزاس امریکا از دیگر طرحهای این معمار مهم است.
فولر و کان هر دو در کنگره بین المللی معماران در اصفهان تحت عنوان بررسی امکان پیوند معماری سنتی با شیوه های نوین ساختمان در سال 1970دعوت شده بودند.گروپیوس , میس , و ریچارد نوترا نیز به این کنفرانس دعوت شده بودند.منتها به علت مرگ هر سه انها قبل از کنفرانس این کنفرانس بدون حضور انها تشکیل شد و فولر و کان
شاخص ترین سخنرانان این کنفرانس بودند.
در اینجا باید عنوان شود که معماری مدرن نقطه عطفی در تاریخ معماری غرب و یا به عبارت دیگر در تاریخ معماری جهان به شمار می رود.زیثرا برای اولین بار نگرش از سنت تاریخ وگذشته به عنوان منبع الهام معماری تغیییر جهت دادواینده و پیشرفت به عنوان موضوع و هدف اصلی معماری مطر-ح شد.معماران  ونظریه پردازان مدرن سعی می کردند معماری را با علم و فناوری و جهان در حال تحول همگون سازند.انها ساختمان ها وشهرهایی را پیش بینی
کردند که پس از مدتی در غرب و سپس در سراسر جهان چهره واقعی به خود گرفت. انها در ذهن خود اینده ای را ترسیم کردند که تا به حال در شکل گیری وگسترش است.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 15:25  توسط  تینا وحيدي  | 

کلیسای وانگ اصفهان

کلیسای وانک یا آمنا پرکیج نام کلیسایی است در محله جلفای اصفهان. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان می باشد و در زمان شاه عباس دوم ساخته شده است.وانک در زبان ارمنی به معنی کلیسای جامع است.
با ایرن این بنا با ذوق و سلیقه‌ی مردمان این منطقه بیشتر آشنا می‌شویم مردمانی که خاک خود را رها کرده وبه سرزمین غریب آورده شدند و اثری چنین زیبا خلق کرده‌اند .

موقعیت جغرافیایی
این کلیسا و یا دیر آمناپرگیچ ( ناجی همگان ) در جنوب اصفهان در محله‌ جلفا یعنی در میدان بزرگ این محله واقع است ، بنای عظیم و برج ساعت آن از فاصله‌ی دور مشخص است.

تاریخچه
ارامنه از سالیان بسیار دوری در ایران سکونت داشته اند ودر این میان جلفای اصفهان درتاریخ سکونت ارامنه ی ایران جایگاه بسیار ویژه ای داشته است . تعدادزیادی از ارامنه از جلفای ارس به اصفهان یعنی در سال 1605-1604 به دستور شاه عباس دوم و زیر نظر مستقیم وی به اصفهان آورده شدند . و جلفای نو در کناره ی جنوبی زاینده رود در سال 1606 میلادی بنیان گذاری شد . آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وحله‌ی اول کلیساها را بنا کردند . ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت . پس این باعث می‌شد که محلی برای دعا و راز و نیاز با خدای خود داشته باشند . در نتیجه در صدد ساختن تاسیسات اجتماعی و بناهای مذهبی خود برآمدند و با سرمایه های نقدی و خودیاری مردم کلیسای وانک را نظیر کلیسایی که در جلفای قدیم (کنار رود ارس ) با همان نام سورپ آمنا پر گیج ( نجات دهنده ی همگان ) وجود داشت ساختند . 50 سال بعد از ساخت اولیه به خواست و تشویق خلیفه‌ وقت داویراول ( خلیفه شخصی است روحانی که ازدواج نمی‌کند و امور ارامنه در دست اوست این شخص از ارمنستان و یا لبنان که رئوس مذهبی ارامنه هستند انتخاب شده وبه نقاط مختلفی که ارامنه ساکن هستند فرستاده می‌شود ) این مکان ویران شده و جای آن بنایی با طرحی شکوهمند و عظیم ساخته شد. ساخت این مکان 9 سال به طول ‌انجامید . و در سال 1664 در زمان سلطنت شاه عباس دوم به اتمام رسید این مکان را برای تعلیم راهبان و اسکان خلیفه بنا کردند.


نوع سازه
این بنا دو در ورودی دارد که در اصلی دری چوبی بزرگ است که مردم از آن رفت و آمد می‌کنند . سر در این ورودی منظره‌ای از داخل دیر با کاشی لاجوردی و خاکستری مزین شده بالای تصویر به خط ارمنی این چنین نوشته شده ( دیر ناجی همگان محلی برای راهبان ) بعد از ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاً در آن اتاقها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی می‌کردند ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازه‌ای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها استفاده می‌شود . دالان ما را به سمت پلکان ورودی راهنمایی می‌کند . در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع است در زیر این برج دو قبر وجود دارد این قبرها متعلق به سربازی ارمنی و دیگری مطعلق به پیشوای ارمنی است این برج 38 سال بعد از بنای اصلی دیر ساخته می‌شود هزینه‌ی آن را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل می‌شود . در سمت راست این بنا ( برج ناقوس ) کتیبه‌ای بزرگ به رنگ آبی مشخص است و دور آن را سنگهای صلیبی احاطه کرده‌اند این سنگهای صلیبی به زبان ارمنی ( خاچ کارم نام دارند یعنی همان سنگ صلیبی ) این سنگها یا خاچ کارها از کلیساهای ویران شده‌ی جلفا به این مکان آورده شده و در این دیوار نصب شده‌اند . در قسمت سمت چپ برج ناقوس بنای یاد بودی چشم بیننده را به طرف خود جلب می‌کند این بنای یاد بود ، یاد بودی از قتل عام ارامنه است که در سال هزار و نه صد و پانزده به دست ترکان عثمانی صورت گرفته هر ساله در این مکان در روز بیست و سه آوریل مراسم برگزار می‌شود که مردم ( ارامنه ) جمع شده و شمع روشن می‌کنند و یاد شهدای ارمنی را گرامی می‌دارند .
مصالح ساختمانی و معماری این کلیسا با کلیساهای سنگی ارمنستان فرق دارد به طور کلی که بنای آن با استفتده از مصالح ساختمانی محلی یعنی خشت خام ساخته شده ولی در جای جای آن با کاشی های منقش به فرشته های بال دار تزئین شده است . در پایین قسمت هایی از دیوار کلیسا به طور باشکوهی با نقاشی های رنگ و روغن ، گچ کاری و تزئینات دیواری منقوش شده است .
گنبد دایره وار مانند گنبدهای مساجد است . نمای بیرونی آن از آجر پخته می باشد و نای داخلی گنبد به رنگ لاجوردی که با تصاویر مذهبی و تزئینات گلبوته و طلاکاری آزین شده است . دور تا دور گنبد هشت پنجره وجود دارد . در فاصله ی میان آنها تصاویری از آفرینش آدم و حوا ، خوردن میوه ی ممنوعه ، مرگ هابیل و ... دیده می شود . در محل سرود خانان کلیسا جای 4 تصویر همراه با گلبوته هایی در اطراف آن دیده می شود که در آن شکنجه ی مقدسان به چشم می خورد . تصاویر محل سرود خوانان مربوط به حضرت مسیح است که در اتاقک اشیاء مخصوص با تصاویری از بشارت دادن فرشته به حضرت مریم شروع می شود ، کلیسا را دور می زند .
تصاویر میانی شامل میلاد حضرت مسیح ، سجده ی سه پادشاه به عیسی ، آزمون مسیح توسط ابلیس ، آخرین شام عیسی ، مصلوب شدن و دفن عیسی ، معراج عیسی و ... می باشد .
بر دیوار شمالی داخل کلیسا ، تصاویر رستاخیز نقاشی شده است . بالای آن بهشت ، که در آنجا رستگان وارد می شوند و در قسمت پایین دوزخ مهیب که آتش زبانه می کشد ، اژدهای چند سر و دیوهای رم کرده ، فرشتگان از بالا گناهکاران را به حفره در می آویزند و ... نقاشی شده است . بر سر در قیام معبد که در سمت غربی آن واقع است کتیبه ای به خط ارمنی که به عنوان یادبود و به مناسبت تأسیس آن بر روی کاشی های آن بدین شرح نگاشته شده است :
" معبد کلیسای وانک به سال 1655 میلادی در عهد سلطنت شاه عباس دوم و در زمان جاثلیق پیلیپوس به سعی و اهتمام خلیفه داوید پیشوای مذهبی جلفا و به کمک و استعانت مردم جلفا شروع و به 1664 میلادی به اتمام رسید . هر آنچه دعا و عبادت در این معبد برگزار می شود ثوابش بر گذشتگان و بازماندگان آنها نصیب باد . "
طرح تصاویر معبد از کتاب مقدس عهد قدیم و جدید الهام گرفته شده است . تمام هزینه ی تزئینات ، نقاشی و تذهیبات کلیسا را شخصی به نام خواجه " آویک اسپانوسیان " تقبل و تأمین کرده است .
نقاشان این تصاویر همگی استادان ارمنی بوده اند که از آن جمله " خلیفه هوانس مرکوز " ، " کشیش اسپانوس " و " استاد میناس " را می توان نام برد . در محوطه کلیسا علاوه بر معبد و محراب ، مؤسسات و ساختمان های دیگری نیز م یتوان از جمله موزه ، چاپخانه ، کتابخانه ی بزرگ و ساختمان خلیفه گری را نام برد .

چاپخانه ی کلیسای وانک
چاپچانه کلیسای وانک پشت این بنا واقع شده ، که البته چند سالی است که به چاپخانه تبدیل شده است . شایان ذکر است که اولین چاپخانه‌ی ایران و خاورمیانه در این مکان تأسیس شد . در سال 1640 به سرکردگی پیشوای مذهبی کلیسای وانک خلیفه خاچاطور کساراتسی چاپخانه‌ای دایر شد ( در کلیسای وانک ) این شخص ماشین چاپ و حروف چاپ را خود شخص ساخت و در سال 1641 کتابی با مضمون شرح حال پدران روحانی به چاپ رساند . هنوز هم چند نسخه از این کتاب در موزه‌ کلیسای وانک وجود دارد که البته از لحاظ چاپ و کاغذ مرغوب نیست ولی برای چاپ کنندگان آن افتخار بزرگی است .

کتابخانه کلیسای وانک
در زمان کوچ بزرگ ، ارامنه همه چیز خود را جا گذاشتند و به ایران آمدند ولی تنها چیزی که نتوانستند از آن چشم پوشی بکنند کتابهایی بود که در خانه‌های خود داشتند ارامنه با تحمل زحمات فراوان کتابهای زیادی را با خود به ایران ( اصفهان ) آوردند این کتابها تنها ثروتی بود که همیشه برای ارامنه باارزش بود و هست .
البته باید گفت در سال 1770 تا 1790 در آن هنگام که ارمنیان و به ویژه پیشوایان مذهبی کلیسای وانک مورد آزار و اذیت قرار گرفتند کتابهای زیادی به خاطر بدست آوردن تفنگ و باروت فروخته شدند ولی بعد از گذشت سالها وقتی وضع به حالت عادی برگشت دوباره این کتابها جمع‌آوری شدند و در سال 1884 قسمتی از کلیسای وانک ( محوطه‌ی کلیسا ) را به کتابخانه اختصاص دادند یعنی کتابخانه‌ای بنا کردند و گنجه‌های چوبی برای آن ساختند تا بتوانند از کتابها نگهداری کنند که این کتابخانه و گنجه‌های چوبی آن در حال حاضر وجود دارد . شایان ذکر است تمام این کتابها کتابهای خطی هستند که روی پوست نوشته شده‌اند .
کتابخانه‌ی کلیسای وانک در قسمت غربی محوطه کلیسا روبروی نمازخانه واقع است.
بعد از آن پیشوای مذهبی خاچاطور شخصاٌ خلیفه خوانس را به ایتالیا فرستاد تا شیوه‌ چاپ کردن را بیاموزد که خلیفه هوانس به آمستردام می‌رود و آنجا شیوه‌ی چاپ را آموخته و یک ماشین چاپ نیز با خود به جلفای اصفهان می‌آورد و در سال هزار و شش صد و چهل و هفت کتاب « تهیه و تقویم » را به چاپ می‌رسانند .
در سال 1844 بارون مانوک هورداینان جلفایی یک ماشین چاپ عالی را که گرانقیمت نیز بوده را از اروپا به اصفهان می‌آورد که این ماشین چاپ در حال حاضر در موزه‌ی کلیسای وانک نگهداری می‌شود و اولین کتاب را که با این ماشین در کلیسای وانک به چاپ رساندند زبور داوود بود که تنها نسخه‌ی باقیمانده از آن در کتابخانه‌ بولئان آکسفورد محفوظ است .


موزه ی کلیسای وانک :
این موزه در سال 1871 در کلیسای وانک ساخته شد .بعد از کتابخانه موزه‌ی این کلیسا قرار دارد .
این مکان محل نگهداری اجناس گرانقیمت و نایابی است که در دنیا نظیر آنها وجود ندارد باید گفت که بشر این اموال گرانقیمت و نایاب به وسیله‌ی مردم هدیه شده‌اند که اهدای این اموال بیشتر برای آن بوده که جایگاه مناسبی برای یادگارهای گذشتگان وجود داشته باشد تا آیندگان بدانند پدرانشان که بودند و چه کردند .
در این مکان از انجیلهای زیبایی نگهداری می‌شوند که یکی از آن انجیلها کوچک‌ترین انجیل دنیا است که با هفت زبان نوشته شده و هفت گرم وزن دارد.

اماکن اداری کلیسای وانک
در گذشته کارهای اداری و قضایی ارامنه‌ جلفا در این مکان صورت می‌گرفت از تنظیم قباله ازدواج تا تعمیر و ثبت فوت و تولد و امور قضایی مثل شکایات و رسیدگی به ان انجام می‌شد این امر در حال حاضر ادامه دارد و ارامنه جلفا برای کارهای خود به این محل رفت و آمد می‌کنند . برای همین در دیر آمناپرگیچ ساختمانی ساخته می‌شود که در حال حاضر نیز برپاست و خدمتگزاران مردم در این مکان به کارهای جامعه‌ی ارمنی در جلفا رسیدگی می‌کنند .
البته این را نیز بنا به فراموش کرد که در گذشته امور ارامنه‌ی بعضی از کشورها مثل هند نیز در دیرآمناپرکیج حل و فصل می‌شده ولی در حال حاضر فقط به امور ارامنه‌ی جنوب ایران رسیدگی می‌کنند .
این مکان در جنوبی‌ترین قسمت دیر واقع است و سال ساخت آن به زمان سلطنت ناصرالدین شاه باز می‌گردد .

در قسمت شرقی دیر روبروی موزه محل اسکان اسقف و یا خلیفه وقت ساخته شده است دو طبقه دارد که در طبقه‌ی اول وسائل و مایحتاج در آن نگهداری می‌شود و طبقه‌ی دوم محل سکونت اسقف است .


منابع:
سایت ویکی پدیا / آفتاب


نمايش تصوير بزرگتر کلیسای وانگ اصفهان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 1:17  توسط  تینا وحيدي  | 

معرفی سایت های معماری

معرفي سايت هاي معماري
همون طور كه اكثر بچه هاي معماري مي دونن و واقف هستن يكي از كارهاي كه ما در طول تحصيل خيلي باهاش مواجه ميشيم همين زيررو كردن سايت هاي مختلف اينترنتي براي يافتن پروژه هاي مختلف معماران هست فكر كردم در اين تاپيك به اين موضوع بپردازيم و اگه دوستان كمك كنن يك آرشيو براي بچه ها درست كنيم كه به درد بخور باشه
اولين سايت و شايد مهم ترين سايتي كه در اين زمينه وجود داره و فكر كنم همه باهاش اشنا باشن همين سايت
http://www.greatbuildings.com هست در اين سايت شما مي تونيد پروژه هاي بسياري رو از معماران مختلف پيدا كنيد كه براي اينكار هم مي تونيد از سرچي كه در خود سايت وجود داره استفاده كنيد قبل از اينكه اونو توضيح بدم بايد بگم كه در اين سايت معماران رو برحسب دوره تقسيم بندي كرده و در يك جدول به ترتيب از قرن 14 ميلادي تا سال 2005 گذاشته و همچنين همين كار رو براي ساختمان ها انجام داده و در صفحه اول سايت شما مي تونيد اين دو مورد رو با نام هاي :
Timeline of Architects 1400 to 2005 و
Timeline of Buildings -2760 to 2005
پيدا كنيد.
و اما در مورد سرچ به سه طريق شما مي تونيد پروژه دلخواه خودتون رو پيدا كنيد
1. نام آرشيتكت
2. نام ساختمان
3. نام محل يا مكان قرار گيري پروژه
همچنين در اين سايت براي بعضي پروژه هاي موجود فايل سه بعدي از پيش ساخته شده و مجاني وجود داره كه شما مي تونيد با دانلود كردن نرم افزار موجود در اين سايت اون فايل ها رو باز كنيد و در داخل پروژه انتخابي خودتون به گشت و گذار بپردازين و حتي داخلشو تماشا كنيد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 21:57  توسط  تینا وحيدي  | 

اهمیت رنگ ها در دکوراسیون فنگ شوییا

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا هنگامی که به گلی سرخ در باغچه می نگرید، حسی خاص در درونتان احساس می نمایید؟ تصور کنید که باغ عاری از گل های رنگین و تنها پوشیده از شاخ و برگ سبز رنگ بود. آنگاه چه احساسی می داشتید؟
صبحگاهان با مشاهده غنچه ای نوشکفته در باغ منزلتان، قلب شما سرشار از شادی و سرور می شود. سوسنی سفید با متانت روح شما را لمس می نماید. گل رزی سرخ با انرژی پرجوش و خروشش عشق و حرارت را برمی انگیزاند. چرا این احساسات برانگیخته می شوند؟ زیرا هر گلی رنگی متفاوت را منعکس می کند که طول موج آن به طرق گوناگون بر شما اثر می گذارد. فنگ شویی از این جادوی رنگ ها استفاده می کند تا زندگی شما را متحول سازد. فنگ شویی با استفاده از این انعکاسات رنگی تعادلی میان انرژی های یین و یانگ شما ایجاد می نماید تا با شخصیت و محیط پیرامونتان هماهنگی داشته باشد.
به انرژی یین همچون گیاهی در حال رشد فکر کنید که از زمین سر در برآورده است. از خاک برون می آید، به سمت بالا رشد و به سوی آسمان حرکت می کند. انرژی یین در حین حرکت به سوی آسمان پراکنده تر و پخش تر می شود زیرا که انرژیی منفعل است. انرژی های یین دارای عنصری رویاگونه در اطراف خود هستند. براساس باورهای فنگ شویی رنگ های آبی، سفید، سبز و ارغوانی دارای انرژی یین می باشند.
اگر محل کار شما با اشیایی به رنگ های رویاپردازانه و آفرینش گر پر شده است، ممکن است فنگ شویی شما را وادارد تا از تعداد آنها بکاهید و به جای آنها از رنگ هایی پرجنب و جوش تر استفاده نمایید. رنگ های فنگ شویی به شما کمک می نمایند تا روحیه کاری مناسب را به دست آورده و مشتاق فعالیت شوید.
هر نوع رابطه ای که شما با رنگ ها دارید به نوعی بیانگر شخصیت شما هستند. به همین دلیل است که رنگ ها در فنگ شویی نقشی معنی دار ایفا می نمایند. بسیار مهم است که دریابید چرا افزایش یا کاهش رنگ فنگ شویی خاصی در منزلتان به شما در رسیدن به اهدافی که در زندگی برای خود تعیین کرده اید کمک می کند.
اصول راهنمای رنگ های فنگ شویی باید با هدف حصول به تعادل پایه ریزی شود و نه افراط کاری. فرقی نمی کند که برای چه فضایی در حال انتخاب رنگ هستید، خانه، محل کار، باغ یا حتی ظاهر شخصیتان، ویژگی های ذکر شده برای رنگ های 
فنگ شویی در ادامه مبحث به شما بینشی جهت چگونگی استفاده از آنها را خواهد داد.
فنگ شویی و رنگ ها:
رنگ های یین براساس فنگ شویی رنگ های یین آنهایی هستند که آرامش و تندرستی را به ارمغان می آورند. رابطه میان فنگ شویی و رنگ ها را می توان با مطالعه توضیحاتی که درباره برخی از رنگ ها به عنوان نمونه در ذیل آمده است به طور بهتری درک کرد.
آبی: طبق نظر فنگ شویی رنگ آبی حاوی انرژی یین؛ آرام و تسلی بخش است. این رنگ در فنگ شویی اهمیتی خاص دارد زیرا در حین آرامش بخشی و درمان کنندگی منعکس کننده عشق می باشد. احساسی از صلح و اعتماد ایجاد می کند. از آنجا که آبی رنگ دریا و آسمان است فنگ شویی آنرا مرتبط با ماجرا و اکتشاف می داند. آبی سیر رنگ خرد و فرزانگی است.
سیاه: این رنگ در فنگ شویی سمبل پول و درآمد است. رنگی مناسب برای مشاغل خصوصا هنگامی که با فلز همراه شود. سیاه رنگ فنگ شویی برای حفاظت از احساسات و قدرت است.
ارغوانی: ارغوانی، رنگی که در انتهای طیف رنگ ها واقع شده است، بسیار مناسب درمان جسمی و روحی می باشد و فنگ شویی آنرا مرتبط با هوشیاری معنوی می داند.
سفید: در فنگ شویی رنگ سفید بیانگر توازن، اعتماد به نفس و معصومیت است. به دلیل برخورداری از انرژی یین، فنگ شویی عمدتا این رنگ را درترکیب با رنگ طلایی یا نقره ای برای ایجاد محیطی آرام به کار می برد.
سایر رنگ های یین در فنگ شویی عبارتند از صورتی و سبز. این رنگ ها نیز ویژگی مخصوص به خود را دارند که فنگ شویی از آنها در عمل استفاده می کند.
رنگ های یانگ براساس فنگ شویی رنگ های یانگ نشانگر آتش و چوب می باشند. فنگ شویی بر این باور است که این رنگ ها برای شما شور و شوق همراه با انرژی مثبت لازم برای انجام کار و انگیزمند شدن را به ارمغان می آورند. توضیحاتی برای برخی از رنگ های یانگ در پایین آورده شده است تا شما بتوانید به شیوه ای بهتر و در مکانی مناسب از آنها بهره جویید.
زرد: زرد در فنگ شویی به اندازه سرخ خوش یمن است. نشانه ای از تشعشع آفتاب، گرما، حرکت، سرزندگی و صمیمیت می باشد. با اینهمه، به نقل از یکی از مشاوران به نام فنگ شویی قرار گرفتن در معرض میزان زیادی از زرد درخشان می تواند باعث ایجاد حالت تشویش و اضطراب شود.
نارنجی: این رنگ با دربرداشتن انرژی یانگ برای قدرت بخشی و بالا بردن میزان تمرکز کاربری بسیار دارد. می توانید هنگامی که چشمه خلاقیتان به خشکی رو می رود از جادوی آن استفاده کنید. رنگ نارنجی در فنگ شویی جهت به وجود آوردن حس هدفمندی به کار می رود. نارنجی رنگ سازماندهی است.
سایر رنگ های یانگ در فنگ شویی عبارتند از بژ، قهوه ای، سرخ، قفایی، آلبالویی، بنفش و طلایی. هر رنگی خصوصیاتی چون پول، شانس یا روابط عاشقانه را به همراه دارد. می توان از این رنگ ها در ترکیبات گوناگون با عناصر فنگ شویی جهت ایجاد تعادل چی در خانه یا محل کار استفاده نمود.
رنگ ها و فنگ شویی رابطه مستقیمی با جهت قرار گرفتن خانه شما دارند. فنگ شویی رنگ های مختلفی را برای رنگ آمیزی روبنای منزلتان تعریف می کند. رنگ های بیرونی خانه می توانند برای هماهنگ سازی یا بهسازی وضع بنیادی خانه به کار روند.
به طور مثال، اگر خانه شما جنوبی است، رنگ بیرونی آنرا سفید، خاکستری یا آبی کنید تا جریان چی در خانه تان فزونی یابد. برای خانه های رو به شرق رنگ هایی با رنگ مایه خاکی یا فلزی بسیار بیشتر می توانند جاذب انرژی مثبت باشند.
به خاطر داشته باشید که گشودن قلبتان در برابر گیتی بسیار از دانش بر رنگ های فنگ شویی با ارزش تر است. در نهایت این قلب شماست که انرژی درمان بخش را در محیط زندگی و خانه تان به جریان می اندازد.
مرجع:
http://www.thespiritualfengshui.com/feng-shui-color.php

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 11:12  توسط  تینا وحيدي  | 

سال نو مبارک

سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک


+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 1:15  توسط  تینا وحيدي  | 

۱۱ اصل فنگ‌شویی در خانه‌آرایی

 

۱) فنگ‌شویی می‌گوید باید انرژی طبیعت را به خانه بیاوریم. برای مثال، یک آب‌نمای کوچک که صدای ریزش آب را در خانه تکرار کند و یا گلدان‌های سبز و گل‌های طبیعی را در اطراف خانه قرار دهید.
۲) در اتاق خواب، تلویزیون و لوازم ورزشی مانند تردمیل را قرار ندهید، تلویزیون و هر عاملی که امنیت و سکوت اتاق خواب شما را مخدوش کند، در فنگ‌شویی ممنوع است، چرا که امن‌ترین و دل‌انگیزترین نقطه خانه، باید اتاق خواب باشد.
۳) درهای ستیزه‌جو را مهار کنید. فنگ‌شویی معتقد است که لولاهای جیرجیرکننده، درهای باد کرده و ترک‌دار راه ورودی انرژی مثبت را مسدود می‌کند ولی حتی اگر به دنبال انرژی مثبت چینی نیستید، به شما قول می‌دهم درهای تمیز و نرم اعصاب‌تان را در خانه آرام می‌کند.
۴) پشت‌درها را از شر سنگینی لباس‌های تلنبار شده روی جارختی‌های پشت‌در، خلاص کنید و خودتان هم یک نفس راحت بکشید، شما می‌توانید کمد لباس‌تان را به ترتیب رنگ و استفاده بچیند و ریخت و پاش لباس‌ها را کم کنید.
۵) چینی‌های باستان می‌گویند هر فردی باید در خانه پناهگاهی داشته باشد. گوشه‌ای از اتاق خواب یا حتی آشپزخانه را در نظر بگیرید که در آن به آسودگی برسید و بتوانید تخیل کنید، شعر بخوانید و چرت بزنید.
۶) پناهگاه را تمیز کرده و زیباتر کنید. رنگ سبز روشن، نارنجی روشن، صورتی را به آن اضافه کنید حتی اگر یک بالشتک به این رنگ باشد. جای شمع و عود سوز و گلدان گل را در این مکان فراموش نکنید. سکوت خوشایند، علاقه به آن محل و یک گل و شمع می‌تواند مسکن روحی قوی در هنگام بروز مسایل باشد.
۷) اگر خانه شما چند اتاق خواب دارد، جای اتاق‌ها را با هم عوض کنید. در این جابه‌جایی گرد و غبارهای وسایل اضافه زیاد کشف می‌شود و تغییر محیط حتی از یک اتاق به اتاق دیگر روحیه را مثبت‌تر می‌کند.
۸) هر روز صبح حتی در هوای سرد چند دقیقه پنجره‌ها را باز بگذارید و هوای منزل را تازه کنید.
۹) غذا را در هر حالتی در بشقاب مورد علاقه خود و پشت میز بخورید، ترجیحا غذا را با افراد خانواده میل کنید و یادتان بماند بشقابی به رنگ دلخواه و شکل دلخواه آنها روی میز قرار دهید. هر کس حق دارد که بشقاب و لیوان مخصوص خود را داشته باشد، می‌توانید برای افراد خانه دستمال سفره‌هایی که حدس می‌زنید مورد علاقه‌شان است، بدوزید.
۱۰) قفسه‌ها و ویترین‌ها را خلوت کنید و تزیینات درهم و برهم را از جلوی چشم دور کنید.
۱۱) اگر برای مبل خود روکش پارچه‌ای دوخته‌اید که حالا چروک و معوج است، حتما آن را اتو بزنید و ترمیم کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 22:40  توسط  تینا وحيدي  |